ان ربكم الله الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثم استوي علي العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرت بامره الا له الخلق و الامر تبارك الله رب العالمين.
همانا پرودگار شما كسي است كه آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد، سپس ( ملكوتش كامل شد و ) بر عرش استيلا يافت، شب را به روز ( روز را به شب) – كه آن را شتابان مي جويد.
مي پوشاند و خورشيد و ماه و ستارگان را ( آفريد) كه رام شده فرمان آويند، بدانيد كه خلق و امر او راست بزرگا خداوندا كه پروردگار جهانيان است.
و هوا الذي خلق السموات و الارض في سته ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايكم احسن عملاً و لئن قلت انكم مبعوثون من بعد الموت ليقولن الذين كفروا ان هذا الا سحرمبين.
و او كسي است كه آسمان ها و زمين را در شش روز بيافريد و عرش او بر آب بود. تا سرانجام شما را بيازمايد ( معلوم بدارد) كه كدامتان نيكو كار تريد: و اگر بگويي شما بعد از مرگ برانگيخته
مي شويد. كافران گويند اين جز جادوي آن نيست.
ان ربكم الله الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثم استوي علي العرش يدبر الامر ما من شفيع الا من بعد اذنه ذلكم الله ربكم فاعبدوه افلا تذكرون
و پروردگار شما همان كسي است كه آسمان و زمين را در شش روز آفريد، سپس بر عرش استيلا يافت: كار ( جهان ) را تدبير مي كند، شفيعي نيست مگر پس از اذن او، چنين است خداوند، پروردگارتان، او را بپرستيد، آيا پند نمي گيريد.
الذي خلق السموات و الارض و ما بينهما في سته ايام ثم استوي علي العرش الرحمن فسئل به خبيراً
همان كسي كه آسمان ها و زمين و ما بين آنها در شش روز آفريد و سپس بر عرش استيلا يافت، اوست خداوند رحمان، و درباره اش از ( فردي) آگاه بپرس.
الله الذي خلق السموات و الارض و ما بينهما في سته ايام ثم استوي علي العرش ما لكم من دونه من ولي و لا شفيع افلا تنذكرون.
خداوند كسي است كه آسمان و زمين و ما بين آنها را در شش روز آفريد، سپس بر عرض استيلا يافت، شما را جز او سرور و شفيعي نيست آيا پند نمي گيريد.
هو الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثم استوي علي العرش يعلم ما يلج في الارض و ما يخرج منها و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها و هو معكم اين ما كنتم و الله بما تعملون بصير.
اوست كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و سپس بر عرش استيلا يافت. مي داند كه چه چيزي وارد زمين مي شود و چه چيزي از آن بيرون مي رود و آنچه از آسمان فرود مي آيد و آنچه به آن فرا مي رود و او هر جا كه باشيد با شماست و خداوند به آنچه مي كنيد بيناست.
و لقد خلقنا السموات و الارض و ما بينهما في سته ايام و ما مسنا من لغوب
و به راستي كه آسمان ها و زمين و ما بين آنها را در شش روز آفريديم و به ماندگي نرسيد.
اين كه در آيات فوق كلمه يوم ( روز) آمده است بنا به تصريح كتب لغت و مفسرين منظور دوران است راغب در كتاب مفردات مي گويد « يوم » گاهي به مقدار زمان ميان طلوع و غروب آفتاب گفته مي شود و گاهي به مدتي از زمان هر مقدار بوده باشد.
در ميان بني اسرائيل و اهل كتاب بويژه يهود اين مطلب شهرت داشت كه خدا آفرينش را از يكشنبه آغازيد و در جمعه به پايان برد و شنبه را به استراحت پرداخت و از همين رو ظاهراً به آن روز « سبات = استراحت » مي گويند و ظاهراً « سبت = شنبه» در اصل بهمين معناست و لذا اين روز را تعطيل مي نمايند واين مساله در سفر تكوين تورات مطرح شده است، اين احتمال خيلي بعيد است زيرا قبل از پيدايش زمين و خورشيد و آسمان تصور روز ممكن نبود و شنبه و يكشنبه اي در ميان نبود لذا با توجه به تصريح كتب لغت و اين كه در قرآن « يوم» به معناي دوران بكار رفته است همان معناي مورد نظر صحيح مي باشد.
در آيه 54 سوره يوسف آمده است: قال انك اليوم لدنيا مكين امين:
«امروز تو نزد ما امين و مورد اعتماد هستي»
آيا منظور امروز تا شب است؟!
و اين كه در آيه 9 سوره فصلت آمده است زمين در دو دوران از اين شش دوران آفريده شده است.
قل ابنكم لتكفرون بالذي خلق الارض في يومين و تجعلون له اندادا ذلك رب العالمين
بگو آيا شما به كسي كه زمين را در دو روز آفريده است،كفر مي ورزيد و براي او همتايي قائل
مي شويد اوست كه پروردگار جهانيان است.
شايد دوران اول آن باشد كه زمين از كثرت حرارت توده گاز سوزان و از آفتاب جدا شده بود و دوران دوم مذاب شدن آن در اثر كم شدن حركت و حرارت است در چهار دوران بقيه پوسته زمين منجمد شده و درياها و كوه ها به وجود آمده و مقدمات حيات و شرايط پيدايش آن پديدار گشته چنان كه در آيه 10 سوره فصلت فرموده و جعل فيها رواسي من فوقها و بارك فيها و قدر فيها اقواتها في اربعه ايام سواء للسائلين.
و بر روي آن كوههاي استوار آفريد و به آن بركت بخشيد و در چهار روز زاد و برگ آن را آماده ساخت كه براي خواهندگان يكسان است.
يافته هاي جديد زمين شناسان حاكي از آنست كه، زمين مراحل مختلفي را طي نموده تا به وضع امروزي در آمده است. زمين شناسان و مولفين عهد حاضر از جمله: پورمعتمد و همكاران (1369) ، خسرو تهراني (1375)، داستانپور(1380)، درويش زاده(1367) و fritz tmoore (1980) Elchor alestor(1988) ، Schock (1989) ,Levin(1990) بر اين عقيده هستند كه كره زمين شش مرحله را طي نموده است.
1- توده گازي – براساس فرضيه لاپلاس، زمين و منظومه شمسي، به صورت توده گازي شكل از خورشيد جدا شده است. اين توده گازي به دور خود و خورشيد گردش نموده و بتدريج سرد و متراكم شده است.
2- مرحله تشكيل پوسته جامد – بر طبق نظريه كلوين زمين مرتب در حال از دست دادن حرارت بوده است. اين توده گازي شكل در حدود 4500 ميليون سال قبل متراكم شده و پوسته جامد شكل گرفته سپس سنگهاي آذرين، رسوبي و دگرگوني در آن تشكيل شده اند تا مدتهاي مديدي حدود 2500 ميليون سال قبل موجود زنده اي در سطح زمين وجود نداشته است.
3- مرحله حيات قديمي (protrozoic) – قديمي ترين آثار حياتي را به حدود 2500 تا 3500 ميليون سال قبل نسبت داده اند. موجودات آن زمان تك سلولي آبزي بوده و تا حدود 570 ميليون سال قبل فاقد تغيير و تكامل بوده اند. تا اين زمان تنها يك خشكي واحد در كره زمين وجود داشته است.
4- دوران ديرينه زيستي (Palaeozoic) بر اثر تغييرات محيط تغيير و تحول اتمسفر، افزايش اكسيژن و شكل گيري لايه اوزون تغيير و تكامل موجودات بخصوص بي مهرگان دريازي و گياهان اوليه از حدود 570 تا 235 ميليون سال قبل سرعت گرفت. موجودات خشكي در اين دوران ظاهر شده اند. در اين دوران خشكي واحد به دو خشكي بزرگ شمالي ( آمريكا و اروپا و آسيا) و جنوبي گند وانا ( آمريكاي جنوبي، آفريقا، استراليا، هند و ماداگاسكار) تقسيم شده و در بين آنها درياي تنيس شكل گرفته است در اين زمان ايران در حاشيه شمالي خشكي جنوبي قرار داشته است.
5- دوران ميانه زيستي (Mesozoic) دوران ميانه زيستي يامرحله پنجم تكاملي زمين از حدود 235 تا 65 ميليون سال قبل را شامل مي گردد. موجودات اين دوران حد واسط بين موجودات قديمي و جديد بوده اند لذا بدين نام شناخته شده است. اين دوران به نام دوران گسترش و تنوع خزندگان به خصوص دايناسورها و همچنين دوران تقسيم قاره ها معروف است.
در اين دوران اقيانوس اطلس متولد شده و در نتيجه آن افريقا از آمريكاي جنوبي و اروپا از امريكا شمالي جدا شده اند. تعدادي از خشكيهاي ديگر از جمله استراليا، هندوستان و ايران در خشكي جنوبي جدا شده و به ترتيب در جهت شرق و شمال به حركت در آمده اند. تا اين زمان زمين و عوامل موجود در آن آمادگي پذيرش انسان را نداشته است.
6- دوران نوزيستي (Cenozioc) اين دوران از 65 ميليون سال قبل شروع شده و تا عهد حاضر ادامه داشته است. در اين دوران زمين به وضع امروزي در آمده است تا اواخر اين دوران قسمت هاي زيادي از خشكي هاي امروزي توسط آب دريا محصور بوده كه در اواخر اين دوران بر اثر كوه زايي پاسادنين به وضع امروزي در آمده است. ظهور انسان را به 5/4 ميليون سال قبل نسبت
داده اند كه يكي از اتفاقات مهم كره خاكي در اين دوران بوده است.
برچسب: قران و خلقت انسان,قرآن و خلقت جهان,قرآن مجید, تکامل و خلقت انسان,قرآن و خلقت,قرآن خلقت جهان,
نویسنده: حدیث شاکری